به نتیجه هایی رسیدم که نمیتونه به هیچ چیزی جز خودم مربوط باشه . با شناختی که از خودم دارم میدونم معمولا وشاید بهتره بگم همیشه کارهایی را شروع کردم ولی تمام نکردم شاید چون فکر میکردم( و یا بهم میگفتند) که کارهای مهمتری برای انجام دادن وجود داره . همیشه این سراب وجود داشت سرابی که کاری را برای انجام کاری مهم تر کنار میزاشتم . ولی حالا دارم فکر میکنم که اونقدر برای زندگی وقت ندارم که از این شاخه به اون شاخه بپرم .
یادمه از چیزهای غیر جدی خوشم میومد و هنوز هم خوشم میاد . چیزایی مثل ژله و یا بستنی که جدی نیستن و یا انیمیشن و کارتون و خیلی چیزهای غیر جدی دیگه مثل حیوانات یا طبیعت که زیاد کسی جدی نمیگیردشون .وحتی شاید لینوکس و تاکس هم جزء این لیست بشه به حساب اورد .
نمیدونم چرا اینجوری بودم و هستم اما میخوام یک کار غیر جدی را ادامه بدم .
قالب اینجا رو هم عوض کردم که هم اینترنت اکسپلورر ها مارو نفرین نکنند و هم خودش یک تنوع باشه .
خوب دیگه همین . نه نکته اموزنده ای بود نه خبری .:D




