تاحالا حتما پیش امده و من اولین ادمی نیستم که دوست داره گوشهایی وجود داشته باشند که فقط حرفحاشو بشنوند و پنج دقیقه بعد هم فراشموش کنن . ولی ادم ها اینجوری نیستن . آدم ها یادشون میمونه و ممکنه درکت نکنن و از حرفهات غیر منصفانه ترین برداشت ها ، اشتباه ترین برداشت ها ، بسط داده شده ترین برداشت ها را داشته باشن یا منتظر باشن که تو یک حرف بدون فکر بزنی تا همه چیزو تبدیل کنند به یک میدان جنگ، که تو توش زمین بخوری . برای همین میبینی بهتره حرفی نزنی، بهتره ساکت و آرام باشی و افکارت را سر و سامان بدی . گرچه اگر هم حرفی زدی و جوابی شنیدی باید جمله خود شکن آینه شکستن خطاست رو توی ذهنت مرور کنی و برای جواب دادن و جنگ تن به تن اماده نشی و موضع نگیری .
ولی آی ادم ها ، برخی اوقات باید ادمهای دیگه رو درک کنیم . درک کنیم که نیاز دارن حرفهای بدون منطق و قاعده بزنن شاید شما را دوست دیدند و اطمینان کردند .
امروز جشن فارغ التحصیلی بود . بین ورودی های خودمون من را به عنوان لینوکسی ترین معرفی کردن از بس که برای معرفی لینوکس بین بچه ها ی گروهمون تقلا کردم و سر کلاس های درس با استاد ها بحث داشتم . لوحم را از دست همون استادی گرفتم که استاد سیستم عاملمون بود و اون زمان ها هر جلسه کلاسش تبدیل شده بود به دوئل بین من و اون سر این که ماکروسافت/ویندوز بهتره یا گنو/لینوکس
! با خنده به من نگاه کرد و گفت (( لینوکسی )) . اون لحظه حس کردم الان چقدر فرق کردم . اون زمان ها افکارم بچگانه تر بود .
از ما خواستن یک جمله یادگاری بنویسیم ، نوشتم :
خوب و شیرین ، بد و تلخ ، این نیز میگذرد .
دنیا همینه . میگذره . ۴ سال مثل برق و باد گذشت ، اینروزهام هم به همون سرعت داره میگذره و تموم میشه پس آخرش چی ؟
اخر این همه گذشتن ها و خوب و بد ها به کجا باید رسید ؟!
جمله استاد ریاضی ۲ یادم میاد که گفت :
تنها منجی و نجات بخش ما علم هست . برید دنبالش ، دنبال دانستن و فهمیدن وگرنه اینده تاریکی خواهید داشت
بعدش جمله اریک رموند در” چگونه یک هکر شویم ؟” یادم میاد که گفت :
شما نیز باید از حل مشکلاتتان مشعوف شوید . از پیشرفت مهارتتان و زورآزمایی اندیشه ی تان .
اگر شما به طور ذاتی چنین شخصی نیستید باید اینگونه گردید وگرنه انرژیتان را با شهوت ، پول، شهرت و … به هدر خواهید داد.











